تبليغاتX
پسری از نسل باران
تا شقایق هست زندگی باید کرد... هستم پس باش...
امروز بعد از مدتی دلم هوای وب رو کرد که بیام و آپش کنم.

داشتم سریال یوسف رو نگاه میکردم که بد جوری حالم گرفته شد.

وقتی دیدم که یوسف برادرش رو پیدا کرد و بغلش کرد غبطه خوردم که چرا...

اومده بودم بنویسم ولی کل انرژی که داشتم رو خوندن یه متن از من

گرفت و تهی شدم. احساس خیلی بدی پیدا کردم که چرا باید اینطوری

بشه که آخر کار اینطوری بشم که یه دوستی بیاد و بنویسه...

کاش میشد سرنوشت رو از سر نوشت

این حرفی بود که خیلی دوست داشتم ولی یه بار یکی بهم گفت زیاد

تکرارش نکن چون امکان نداره به این خاطر خیلی وقت بود ننوشته

بودم . ولی الان خیلی دلم براش لک زده بود که بگم

کاش میشد......

 

سکانس آخر

کاش میشد سرنوشت رو این طور نوشت

.......................................................................................................

 

 خوبه آدم یکی رو داشته باشه که بتونه بهش تکیه کنه

خوبه به خاطر کسی زندگی کنی که به خاطر تو داره زندگی میکنه.

خوبه همه دنیای کسی باشی که دنیای تو هستش.

خوبه بتونی شقایق یکی باشی که تا مرگ شقایق باید زندگی کنه.

اونوقت میتونی بهش بگی که

 

تا شقایق هست زندگی باید کرد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 23:38  توسط عباس  |