|
تا شقایق هست زندگی باید کرد... هستم پس باش...
|
راستشو بخواي هر باري كه من وبلاگ رو آپ ميكنم يه دليلي داره.
همه دوستهايي كه از اول با من آشنا هستند ( از اول وب نويسي ) ميدونند كه من هر بار كه آپ ميكنم اون روز حالم اصلا خوب نيست. يعني بهتره بگم كه وقتي حالم خراب باشه مينويسم.
کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .
دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .
زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن.
اما................
اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن.......
ميخواستم يه چيز هايي بنويسم كه نشد يعني نذاشتن كه بنويسم. اين دفعه تصميم داشتم كه هر چي دلم ميخواد بنويسم ولي مثل اين كه ما اجازه نداريم كه.......
هر كسي وب منو خونده يه چيزي بهم ميگه :
يكي ميگه ديوونه شدي
يكي ميگه عاقل شدي
يكي ميگه تازه داري آدم ميشي
يكي ميگه.............
يكي ميگه نكنه عاشق شدي؟؟؟
روزگار غريبي است
كسي كه تو دوستش ميداري او تورا دوست نميدارد.
كسي كه تو را دوست ميدارد تو دوستش نميداري.
و كسي كه هم تو دوستش داري و هم او تو را دوست ميدارد
با رسم زما نه نامرد بهم نميرسند................
تقديم به كسي كه عاشق نيست بلكه عاشق عاشق هاست. ![]()
تقديم به كسي كه عشق اول و آخر من بوده و هست. ![]()
تـقـديـم به كسـي كه عزيز تر از جانـم اسـت.
تـقـديـم به كسـي كه بهش يا علي گفتم. ![]()
تقديم به كسي كه دوستـش دارم. ![]()
دوسـتـت دارم عزيـزم. ![]()
شقايقت هستم و خواهم ماند عزيز. ![]()

زندگي چيست ؟
زندگي يعني هياهو
زندگي يعني تكـاپو
زندگي يعني شب نو ، روز نو ، انديشه نو
زندگي يعني غم تم ، حسـرت تو ، پيشه تو
زندگي را زنده بايد كرد....
ميـتـوان با يـك گـلـيـم كـهـنـه هــم
روز را شـب كرد وشـب را روزكرد
ميتوان صد بارمهرباني را،خدا را
با لبي خندان تراز يك گل تفسير كرد
ميتوان بي رنگ بود
همچو آب
چشمه اي پاك و زلال
درفكرباغ و دشت بود......
عاشـق گـلـگشـت بـود......
ميتوان اين جمله رو در دفتر مردان نوشت :
« تا شقايق هست زندگي بايد كرد »
ميخوام شقايقت باشم عزيز......
پس اميد داشته باش و زندگي كن
بنام آنكه اشك را آفريد تا سرزمين عشق آتش نگيرد ![]()
عشق ، عشق مي آفريند ![]()
عشق ، زندگي ميبيخشد ![]()
زندگي ، رنج به همراه دارد ![]()
رنج ، دلشوره مي آفريند ![]()
دلشوره ، جرأت ميبخشد ![]()
جرأت ، اعتماد به همراه دارد ![]()
اعتماد ، اميد مي آفريند ![]()
اميد ، زندگي ميبخشد ![]()

زندگي ، عشق مي آفريند
عشق ، عشق مي آفريند ![]()
پست قبلي وبلاگ به خاطر خيلي دلايل خذف شد.
خيلي خوشحالم كساني كه از خودم بيشتر بهشون اعتماد داشتم الان دارن بهم....
البته ناراحت نميشم چون تو جمع ما .....
اين يه حقيقت هستش كه بايد دستي رو كه ميخواد به يكي كمك كنه بشكني.
تو اين چند روزخيلي حرف ها شنيدم و ديدم كه خودم فكر نمي كردم كه لايق اين حرف ها باشم ولي شنيدم اون هم از.....
تو پست قبلي براي نظرات تايد گذاشته بودم كه حسابي دوستهاي عزيزم منو مورد لطف و عنايتشون قرار داده بودند
يكي از دوست هاي عزيزم برام ضرب المثل نوشته بود كه بايد به رفيق نارو زد البته من با ادبش رو نوشتم خيلي از اين حرفش ناراحت شدم چون منو يه نامرد خطاب كرده بود.
يكي ديگه اومده و گفته رسم روزگار اينه بايد بگذره تا همه چي معلوم بشه و از خوبيهايي كه در حق من كرده بود نا راحت بود.
از هر كسي انتظار داشم غير از اين ها...
امروز هم يه نفر كه منو خوب ميشناخت ولي متاسفانه من نتونستم بشناسمش اومده بود و حسابي منو شرمنده كرده بود. من هم با ديدن نظر اون فكر كردم اگه متنم رو حذف كنم خيلي بهتره
ديگه نميخوام تو اين پست براي نظراتم تايد بزارم تا هر يك از دوست هاي گلم كه خواست منو مورد لطف قرار بده راحت تر باشن و هر نا سزايي كه ميخوان به من بگن فقط اين مونده كه بيان و بگن كه......
مثل اين كه اين وبلاگ من ديگه بايد كم كم درش تخته بشه......
به اميد روزي كه آخرين پست وبلاگم رو بنويسم و با همه خدا حافظي كنم كه فكر نميكنم خيلي طول بكشه
براي همتون آرزوي خوشبختي دارم.