|
تا شقایق هست زندگی باید کرد... هستم پس باش...
|
امروز روز تولد وبلاگ من هستش ![]()
راستشو بخوای تصمیم گرفته بودم که آخرین آپ وبلاگمو روز تولدش بکنم و دیگه
نوشن رو بزام کنار. ولی مثل این که قسمت نبود من این وبلاگ رو ببندم. چند تا از
بچه ها که چند روز پیش فهمیدند که من میخوام وب رو ببندم منو از این کار..........
نمیدونم چرا خودم هم دلم نمی اومد.........
میخوام از اینجا از همه عزیزانی که منو تو این یک سال تنها نذاشتن و به من لطف
داشتند تشکر کنم و سال پر از خیرو برکت براشون آرزو کنم.امید وارم که در کنار
خانوادهاشون سر بلند باشند.
اگه بخوام اسم همشونو بگم کلی طول میکشه ولی جا داره از........![]()
سال پیش از بد ترین سال های زندگی من بود که تا عمر دارم از یادم نمیره چون داغ
دو تا عزیز رو به دلم گذاشت.
خلاصه سال خیلی بدی بود، سالی بود که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم چون دیگه
نمیتونم به دانشگاه برم دلم تنگ میشه. راستش امسال دو راه دارم یا باید خدا کمکم کنه
از امتحان ارشد قبول بشم یا این که برم سربازی. هفته پیش یکی از دوست هام بهم
گفت وبتو نبند اگه سربازی رفتی، وقتی مرخصی میآیی خاطرات سربازیتو توش مینویسی.
تو این سال یه اتفاق دیگه واسم افتاد که به همه بدی های امسال می ارزید آون هم.............
خدا جونم نمیدونم چطوری از این لطفی که به من کردی تشکر کنم. میدونم که اگه تا
آخرین لحظه زندگیم هم نمیتونم...........
یه توصیه کوچولو به همه دوست های عزیزم
عاشق نشید.............
اگه هم میخوای عاشق یشی اول طرف مقابلت رو ببین بعدن عاشق شو.
آه ای زندگی این منم که با همه پوچی از تو لبریزم نه بر آنم که رشته پاره کنم نه بر آنم که بگریزم
سال خوبی داشته باشید. ![]()