تبليغاتX
پسری از نسل باران
تا شقایق هست زندگی باید کرد... هستم پس باش...

 

يه سلام گرم

 

سلام به همه عاشقاي روي زمين......

راستشو بخواي ديگه اون حالو حواي سابق رو ندارم كه بخوام متنم رو آپ كنم دير به دير هم به نت ميام.

 

اونقدر اومدن به نت برام عادت شده بود كه وقتي هم خونه نبودم و به دانشگاه ميرفتم وقتي كلاسم تموم ميشد به كافي نت ميرفتم و خودمو مشغول ميكردم. من هموني بودم كه وقتي بچه ها به من پيشنهاد خريد كام رو ميدادن ميگفتم كه خوشم نميياد. ولي حالا اگه دست خودم بود يكي ديگه ميخريدم و با خودم به اونجا ميبردم تا راحت تر بتونم به نت بيام.

 

چون كه ترم آخر هستم زياد اسرار نميكنم كه اونجا هم كام داشته باشم.

فكر كنم كه تا بيست و دوم تير ديگه نميتونم آپ كنم چون امتحاناتم شروع شده و بايد درسها رو بخونم. ( اون هم چه درس خوندني ............. )

 

به خودش قسم نميدونم كه چه جوري مي تونم از دوستهاي گلم تشكر كنم كه منو تنها نميزارن و هميشه به من لطف دارند.

بد جوري به همشون عادت كردم كه اگه بخوام نام همشونو اينجا بگم كلي طول ميكشه.

 

من هميشه گفتم كه نبايد به مصلحت خدا شك كرد. من به اين گفته ايمان آوردم چون تمام اتفاقهايي كه برام افتاد تازه ميفهمم كه اگه اتفاق نمي افتاد تنها كسي كه اين وسط ضرر ميكرد من بودم و خدا رو شكر ميكنم به خاطر همه خوبي هاش.

 

 

عزيزاي دلم هميشه شاد باشي و شادي آفرين

 

 

لبلريندن بير اوپوش غنچه سي درسم نه اولار؟

                 

                 پرده سيز بير نظر اي گول سني گؤرسم نه اولار؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 19:4  توسط عباس  |